دلتنگتونم عزیزانم

سلام عزیزان دل من

نمیدونید دلم چقدر براتون تنگ شده! اینقدر که دلم میخواد همتونو بغل بگیرم و پیشانیتونو ببوسم.

دلم برای مریم و همه ی اون خاطرات شیرین و با مزه و البته کمی تلخ که با هم داشتیم!

اون رستوران رفتنامونخوشمزه که از این ترم به بعد دیگه خبری نیست ازش!گریه

دلم برای شهلا و اون بحث های دو نفره مون تنگ شده خصوصا اون حرف و خنده های شب امتحانیمون!و اون اصطلاحات خنده داری که داشت واسه خودش

دلم برای ساجده تنگ شده اون نا مفهوم حرف زدنش که من همش مجبور بودم بگم چی و اونم اعصابش خووووورد میشد و بازم چیزی نمیگفت و بازم حرفشو تکرار میکرد!

چقدر اذیتش کردم به خودشم گفتم خیلی مزه میده اذیت کردن ساجده آخرشم بچه درس خون تو سوییت ما دووم نیاوورد رفت تا معدل خودشو به 20 برسونه و ما همچنان در معدل های 16 تا 18 خودمون باقی بمونیم!(16 که میگم خودم رو میگما وگر نه بقیه که همه 18 به بالا بودن!)

دلم برای لیلا تنگ شده و اون شیطنت هایی که میکردم و لیلا ناراحت میشد و من میرفتم حلالیت میخواستم و لیلا هم با کلی ناز منومیبخشید

دلم واسه فاطمه گ تنگ شده ودرد و دلامون و با هم رو تخت مینشستیم و هندزفری در گوش(شریکی) با هم کتاب میخوندیم(مداحی گوش میدادیم بااااور کن!)(اون پارتی های که میگرفتیم رو یادش به خیر ترم اول!!!!)

دلم برای فاطمه ک تنگ شده و اون کد بانویی و دستپخت خوشمزه اش!و برنامه ریزی هامون برای استخر رفتن!

دلم برای فاطمه ر و اون حرفای بامزه ش وخنده های شیرینش تنگ شده

یاد شیطنت هامون تو سوییت به خیر!خوابگاه رو میذاشتیم سرمون(پارتی هاااااموووون!)

بازی با صندلی های تازه وارد به خوابگاه!خندهبقیه شو نمیگم دیگه خودمون یادمونه کافیه!

همینو بگم فقط ده خرداد !شب امتحان!توری هایی که داده بودن بهمون برای پنجره که پشه نیشمون نزنه و هیچوقت هم به پنجره نچسبید!فرشتهنیشخند

دلم برای زهرا تنگ شده و اون مامان جوووون گفتنش!

دلم برای زینب خیلی خیلی تنگ شده خیلی عزیزه خیلی اذیتش کردم امیدوارم حلالم کنه!

تو اردوی راهیان خیلی زینب و زهرا رو ناراحت کردم!(آخه خودمم از نظر روحی به هم ریخته بودم!)

آرزو!!!!! دلم برای آرزو هم تنگ شده خوش خنده ی عزیییز با اون چادرش!و اون کفشایی که من برای این دو تا ترم 2 خیلی سر به سرش میذاشتم!

برای ندا و هی عکس گرفتنش!

برای فاطمه ک یا همون ج خودمون!و اون خنده های همیشگیش تو کلاس با این حال جزوه اش کامله کامل بود!شب امتحان دست به دامن فاطمه میشدیم!بریم کپی بگیریم

زهرا ت هم همینطور!اون خنده هاشبغل

برای نسرین و اون" هیییییییییسسسسسس،بچه ها خوابن"گفتنش!

برای معصومه ف و وااااااااااای گرمه گفتنش!عزیزم

برای معصومه ش و اون آرامشش

برای فاطمه ر....ر و اون مداحی های شب های مولودی و شهادت ش که خیلی خوب بودن

برای مژگان عزیز و اون کارهاش که دلمونو و روحمون رو شاد میکرد!

برای آتنا و فریده و مهدیه و دختر کوچولوش!دلم تنگه

آخر هفته میخوایم یه قرار بذاریم با بچه های همشهری همدیگرو ببینیم!

ماچ

بچه ها التماس دعا دارما!

شبای قدر همتونو دعا کردم ها دونه دونه اسمتونو آووردما

/ 1 نظر / 30 بازدید
pone

[قهر] منوفراموش کردید